مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1200
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1582 ] انتباه : معجون بلادر را « معجون جاودانى » نيز گويند و از آنكه ظرف اين معجون را شش ماده در جو دفن مىكنند ، « دواء الشعير » نيز خوانند و در قرابادنيات به « انقرديا » مشهور است ؛ زيرا كه نام بلادر است و چونكه تركيب انقرديا در قرابادينات به نسخه [ هاى ] مختلفه مذكور است درينجا ضبط ننموديم . [ 1583 ] فصل [ هفتم ] : در محافظت شعر تا به حال طبيعى بماند آنچه بدين كار آيد ، ماليدن روغنهاست كه حرارت لطيف و قبض درو باشد ؛ چون روغن لادن « 1 » و روغن مورد و پرسياوشان و شقايق و سنبل و مصطكى و سعد و تخم كرفس و تخم چغندر و آمله و اقاقيا و مازو و امثال آن هر روغنى كه از اينها باشد نفع دارد . و روغن لادن ، انفع است . و اگر پوست درخت صنوبر بسوزند و بدين روغنها آميخته استعمال نمايند به غايت سود دهد . از غسولات كه موى را بدان بشويند و محافظت نمايد ، آب هليلهء سياه است و آب چغندر و آب ترمس و آب آمله .
--> ( 1 ) . صفت روغن لادن : لادن ، ده مثقال ، نرم كوفته در يك پياله روغن مورد يك شبانهروز تر دارند بعده [ يعنى پس از آن ] در ديگ آب بگذارند و بجوشانند تا به حرارت آب ديگ ، لادن در ظرف بگدازد چنانچه طريقهء روغن مصطكى است . و طريق اخذ روغن از ديگر اشياى مذكوره در قرابادينات مفصل مذكور است و وجه آسان آن است كه اگر دارو تر بود ، آب او بگيرند و اگر خشك باشد ، در آب بجوشانند ؛ پس اين آب دارو با روغن كنجد آميزند و جوش دهند تا كه روغن بماند .